تبليغاتX
هر چه دلتنگم می خواهد می گویم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





ویژگی های عشق!

عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد
love is
wide ocean that joins two shores
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
love is when you find yourself spending every wish on him
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is like a flower which blossoms whit trust
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

سال نو مبارک

يک شاخه گل سفيد تقديم شما
رقصيدن شاخ بيد تقديم شما
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آنــهم شب عيد تـقـديم شما

تقدیم به عشقم

عيدت مبارك عزيزم

♥•★•★•★•♥•★•★•★•♥•★•★•★•♥•★•★•★•♥•★•★•★•♥•★•★•★•
♥ * ♥ *♥ * ♥ * ♥ * ♥ *♥ * ♥ * ♥ * ♥ *♥ * ♥ *♥ * ♥ * ♥ * ♥ *
♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
°o°O° °o.o°O°oO ____________________________O°o°O°o.°o°O°o.
oO.o° °o.O0o .*¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯ O.o° °o.O°O°o.°o°O°o.
$$$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_ .____. _,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, .__, _$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ * ,,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$** ____________** $$***,,
____,; *___ _.*__________________*___ *,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ **,,,,
*.°
º
...°
....O
.......°o O ° O
.................°
.............. °
............. O
.............o....o°o
.................O....°
............o°°O.....o
...........O..........O
............° o o o O
......................★
...................★
...............★
...........★
........★
....★
.★



  ♥             ♥


     ♥


           ♥           ♥


                   ♥                     ♥

             ♥                   ♥

              ♥


           ♥                   ♥       ♥


                      ♥


                             ♥      ♥


    ♥         ♥


     ♥


             ♥         ♥


عيدت مبارك عزيزم

 

 

 

آخر انسان از چه رو عاشق بود

                                  از همه دنیا و خود غافل بود

آخر این عاشق شدن بهر چه بود

                                دل نهادن در گرو سودش چه بود

 آخر این دل تا چه حد حسرت کشد

                              حسرت یک لحظه دیدن کشد

انتظارم تا به کی خواهد رسید

                           منتظر آخر چه ها خواهد کشید

ای که دردم را تو درمان کنی

                         ای که قلبم را گلستان می کنی

ای که عاشق گشتمت با یک نگاه

                        ای که با دل عشقبازی می کنی

یک نظر بر این دل وامانده کن

                         با نگاهی در دل من خانه کن

بیش از این مگذار ما را منتظر

                        مهر خود را هدیه دیوانه کن

****************************

 

....زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند...

افسوس می خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار می اید ؟...امدی در سرمای زمستان... به سردی زمستان بودی..... به غم انگیزی شبهای تنهایی..... به خشکی برف ...می روی..... بهار می اید ...به نظر معامله خوبی است....امید ان دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...چه امید مبهمی...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند...

 

 

 


[+] نوشته شده توسط پژوین در 12:40 | |







HI

عشق 3 بخشه
وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم :
یک بخش
اما از وقتی تورو شناختم فهمیدم عشق ۳ بخشه :
۱. عطش دیدن تو
۲. شوق با تو بودن
۳. و اندوه بی تو بودن .


یادت میاد؟
يادت ميياد روزي که اون گل رو بهم دادي گفتي که گلها بي معرفتن زود خشک ميشن واز پيش آدم ميرن ولي اشتباه کردي چون گلي که تو بهم دادي اونجاست روي ديوار يه کسي خشک شده ولي ترکم نکرده باهام مونده ولي توچي ....؟
گل هست ولي تونيستي تو رفتي تو بي وفا تر بودي


چهار بيماري قرن
چهار بيماري قرن:
1. بري بري (کمبود ويتامين)
2. بري بدي (کمبود پول )
3. بدي بري (کمبود وقت )
4. بدي بدي (بالا بودن خرج زندگي)


فرمول شکست
من واقعا فرمول دقیقی برای موفقیت، نمی‌شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می‌دانم، و آن اینست:
�سعی کنید همه را راضی نگه داری�


ارادت
به یارو میگن تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری؟
میگه حضرت سوج میگن: حضرت سوج نداریم که؟ میگه: خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج!

*****************************

jalebehhhhhhhhhh na!!!!!!!!!

برای لذت بردن
براي لذت بردن از زندگي ، كافيه كمي احمق باشي... شكسپير


سه بوسه
تو با سه بوسه تکميل مي شود
بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري
بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني
بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري


ایمان به طریق خود
براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است.
کسی که چنین می پندارد، به گامهای خود نیز ایمان ندارد .
پائولو کوئلیو


آرام تر بدو
موقعه‌ای که داری واسه بدست اوردن کسی میدویی آرام تر بدو, شاید هم یکه واسه بدست آوردن تو میدوه!


تبر ما
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون

 

دلم بدجوری هواتو کرده

دلم بدجوری هواتو کرده
تو غربت ترانه دنبال تو می گرده
تنگ غروب خسته و تنها
صدات می کنم ای هم آشنا
ناز نگاتو به دنیا ارزون نمیدم
ستاره‌ی عشقمو به آسمون نمیدم
بیا  تو خاطره‌های خط خطی
سراغی بگیر از من پاپتی
چه کنم چی بگم از کدوم بهونه
دوست دارم رو فقط یه بار بگو عاشقونه
اون لحظه حس میکنم تو بهشتم
اینو بدون سرنوشتم و به نام تو نوشتم
بی تو من کبوتری پر شکسته
تو نیستی کنج قفس تنها نشسته
تو آسمون آبی عشق تو یه ترانه
واسه داشتنت منم اون حس عاشقانه
اگه من جنگل خشک تو ببار
با حضورت سرم یه دنیا بذار
رسوای عشقم بین پیر و جوون
بازم رسواترم کن بدتر از رسم زمون


[+] نوشته شده توسط پژوین در 15:47 | |







------کاش می دانستم برای پیدا کردنت از چه راهی باید آمد, چه جادهای را بپیمایم که آخرش تو باشی, اما نمی دانم اصلا عزیزم آیا از من تا تو راهی کشیده شده؟یا...نمی دانم, کاش جاده ها مرا یاری کنند.آخر...آخر...آخر بی تو بو دن کار من و دل نیست. ------کاش می دانستم برای پیدا کردنت از چه راهی باید آمد, چه جادهای را بپیمایم که آخرش تو باشی, اما نمی دانم اصلا عزیزم آیا از من تا تو راهی کشیده شده؟یا...نمی دانم, کاش جاده ها مرا یاری کنند.آخر...آخر...آخر بی تو بو دن کار من و دل نیست.


***

تو بهترين مني

تو بهترين مني 
من ماه را ميليون ها بار بوسيده ام
در آسمان با ستاره ها رقصيده ام
آفتاب را در روزهاي باراني لمس كرده ام
عطر رزهاي صورتي را هزاران بار احساس كرده ام
اقيانوسي را ديده ام كه آتش را عاشق خود ساخت
هم آغوشي شقايق هاي سوخته را ديده ام
اما هنوز ...
اما هنوز كسي را نديده ام كه به اندازه تو من را شگفت زده و مبهوت بكند
تو مرا از خود بي خود ساختي
تو پرشورترين  لحظات را براي من آوردي 
عزيزم ، به اين دليل است كه بهترين مني

عزيزم، به اين دليل است كه مثل هيچكس نيستي

 

***********************************************

تارو پود هستيم بر باد رفت اما نرفت

عاشقي ها از دلم ديوانگي ها از سرم

عشق يعني تلخي شام فراق.

عشق يعني شيريني روزوصال.

عشق يعني گم شدن دردنياي غم.

عشق يعني حسرت روز بي غمي.

عشق يعني دلواپسي.

عشق يعني وصالي چون عسل.

عشق يعني فراغي همچو اشك .

عشق درياي غم است.

عشق عقل را زايل ميكند.

عشق نوعي جنون و ديوانگيست.

عشق آتش به جانت ميزند.

عشق بيمارو نب دارت ميكند.

عشق از هر چه در دنياست بي نيازت ميكند.

عشق چون افيون خمارت ميكند.

عشق از لذتها جدايت ميكند.

سوي عشق گر آمدي؟ از آبروي خود بترس.

عشق مستي است فريبت ميدهد.

عشق يعني پا نهادن در كويري بي انتها.

عشق يعني آسماني تك ستاره.

عشق يعني قايقي بي سر نشين بر روي آب.

عشق يعني دل بريدن ازخود و دل دادن به غير.

عشق يعني تك درختي در بياباني غريب.

عشق يعني سوال بي جواب.

عشق يعني فريادي بي صدا.

عشق يعني راه رفتن در شبي تاريك بر روي بام.

عشق يعني پا نهادن در كوچه پستو هاي غم.

عشق يعني قطره اشكي از روي درد.

عشق يعني رنگ خون ،رنگ آتش ،رنگ سرخ

عشق مزه اي دارد همچو تلخي و گسي

عشق شكلي دارد زيبا،چو مار.

عشق يمني باريدن همچو باران بهار.

عشق يعني ريزش برگهاي اميد در فصل خزان

عشق يعني سوختن در آتش مرداد ماه.

عشق يعني تاريكي شبهاي سرد.

صد هزاران بار گفتم خدايا اين عشق را از من بگير

بار ديگر زير لب گويم خدايا اين دعايم بي اثر باشد.

 

تمام هستی ام را برگی کن!

                بر درختی بیاویز!

                         خودت باد شو!

                                    بر من بوز!

                                          به زمینم بیانداز!

خدا که شدی و از من گذر کردی ...

               خیالم راحت می شود

                                 جای پای تو، مرا

                  و همه هستی مرا

                                     تقدیس می کند!

انگار تا هميشه بايد در پي تو ستاره هاي جاده را سوا كنم و چه طولاني است اين شبهاي بي ستاره جاده


[+] نوشته شده توسط پژوین در 14:13 | |







من هنوز يك انسـانم

اگر به خانه ي من آمدي
برايم مداد بياور مداد سـيــاه
مي خواهم روي چهـــره ام خـط بكشـم

تا به جــــرم زيبايي در قـــــفس نيفتم
يك ضربـــدر هم روي قلبـــم تا به هوس هم نيفتم !
يك مداد پاك كن بده براي محـو لـب ها

نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند!
يك بيلـچــه، تا تمام غرايز زنـــانه را از ريشــه در آورم
شـــخم بزنم وجودم را ...بدون اينها راحت تر به بهشـت مي روم گويا!

يـك تیــغ بده؛ موهايم را از ته بتراشم سرم هوايي بخورد
و بي واسطه روسري كمي بيانديشم !
نخ و سوزن هم بده، براي زبانـــــــم

مي خواهم ... بدوزمش به سق
� اينگونه فريادم بي صداتر است!
قيچي يادت نرود

مي خواهم هر روز انديشه هايم را سانســــور كنم !
پودر رختشويي هم لازم دارم
براي شستشـوي مغزي

مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند
تا آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه عرب ني انداخت
مي دانـــي كه؟ بايــد واقع بيـــن بود !

صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير
مي خواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب
، برچسب فاحشـــه مي زنندم

بغضم را در گلو خفه كنم!
يك كپي از هويتــــــــــم را هم مي خواهم
براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد

، فحـــــش و تحقير تقديمم مي كنند !
تو را به خدا....اگر جايي ديدي حقــي مي فروختند
برايم بخر ... تا در غذا بريزم

ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را بخورم !
و سر آخر اگر پولي برايت ماند
برايم يك پلاكــــــــارد بخر به شكل گردنبند

بياويزم به گردنم....و رويش با حروف درشت بنويسم:
من يـك انسانم من هنوز يك انسـانم من هر روز يك انسانم

******************************************

عشق ، یعنی …

عشق یعنی مستی دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باخ

******************************************

وقتی که سپیده‌دم بایستی و هراس دریچه‌ی کاخ جادویی خود را بر روی خورشید

با مدادی می‌گشاید مرابیاد بیاور.

وقتی که شب غرق در رویایی دور



و دراز دامن‌کشان زیر حجاب سیمین خویش می‌گذرد از من یاد کن.

هنگام نزدیکی وصال، دل در سینه‌ات به تپش درآرد و سایه روشن غروب

ترا به رویای دلپذیر شامگاهان دعوت کند گوش به سوی جنگل فرا دار،

تا بشنوی که صدایی آهسته زمزمه می‌کند: مرا بیاد بیاور.

مرا بیاد بیاورد آن روز که دست سرنوشت برای همیشه از تو جدایم کرده

و غم دوری و گذشت ایام، زمان افسرده‌ام را خاموش ساخته باشد

آن روز به عشق تو می‌مانم من.

به وداع آخرینی که با هم کردیم بیندیش



زیرا برای دلدادگان دوری و گذشت زمان معنایی نیست.



دلدار من تا وقتی که دل در سینه می‌تپد قلب من به تو خواهد گفت: مرا بیاد بیاور.



«زمانی که دل شکسته‌ی من برای همیشه در زیر خاک سرد آرمیده باشد



و بوته‌ی گلی دور از گل‌های دیگر آرام آرام بر روی گور من بشکفد مرا بیاد بیاور»

مرا بیاد بیاورد آن روز که دیگر از من نشانی در جهان نخواهد ماند.

اما روح جاودانی من همچون دوستی وفادار به طرف تو خواهد آمد

و در خاموشی شب آهسته در گوشت زمزمه

خواهد کرد:



مرا بیاد بیاور



مرا بیاد بیاور


[+] نوشته شده توسط پژوین در 13:43 | |







miss you baby xoxox

*....love.…*
…..*..lovelovelo…*
…*..lovelovelove….*
..*.lovelovelovelove…*…………….*….*...♥Today I thought about you
.*..lovelovelovelovelo…*………*..lovel….*...♥And wanted you to know
*..lovelovelovelovelove…*….*…lovelovelo.*...♥You lift me up with friendship
*.. lovelovelovelovelove…*….*…lovelovelo.*...♥With all the love you show
.*..lovelovelovelovelove…*..*…lovelovelo…*...♥Whenever I am lonely
..*…lovelovelovelovelove..*…lovelovelo…*...♥Feeling sad and blue
…*….lovelovelolovelovelovelovelovelo…*...♥Smiles just keep on coming
…..*….lovelovelovelovelovelovelov…*...♥With thoughts of you
……..*….lovelovelovelovelovelo…*...♥On the coldest day of winter
………..*….lovelovelovelove…*...♥You’re like a ray of sun
……………*…lovelovelo….*...♥Friends are really special
………………*..lovelo…*...♥And ur friendship is so wonderful
…………………*…..*...♥Wonderful as you are, I’m glad to call you one
………………….*..*...♥Thanks for being my friend
Have a wonderful day always.

***********************************

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked (part2)

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason?
عشق دليل ميخواد؟
NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره
Immature love says: I love you because I need you
عشق خام و ناقص ميگه: من دوست دارم چون بهت نياز دارم
Mature love says I need you because I love you
ولي عشق كامل و پخته ميگه: بهت نياز دارم چون دوست دارم
Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays
سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه

***

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم : درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي


[+] نوشته شده توسط پژوین در 13:42 | |







و عشق صدای فاصله ها ست صدای فاصله هتایی که غرق ابهامند

عاشق همیشه تنهاست .

غزل تنهایی من

    ای غزل تنهاییم بیا و سکوت

شبهای تاریک و تنهایم را پایان بده

    گوش کن این ناسروده را                                                  

بیا به ساحل تنهایی من

بیا در کنارم بنشین و خزان دلم را ببین

که بی تو پاییزی سرد و مبهم است

بیا و بهار دلم را بازگردان

این به پایان رسیده را آغاز گردان

در انتهای این شب تیره و تار نشسته ام

به یاد روزهای گذشته ام

برف آمد و باز کهنه درد را می پاییم

درد تنهایی من و تو

باز هم در غزل سرای تنهایت دل تنگ بودم

رفتم تا ته شب اشک را دیدم

باز هم تنهایت را احساس کردم

باز هم صدای دل شکسته ات را می شنیدم

ای مطرب تنهاییم بنواز این گیتار شکسته و بخوان

غزل تنهایی را برای دل شکسته و خسته ام

ای مونس شبهای تیره و تارم

دوستت دارم

ای شکننده تنهاییم

ای معشوقه معصوم من

ای هم درد و مونس شبهای تنهاییم

                                                         راه را ادامه بده

                                             در انتها یکی خواهیم شد... 

نگاهم کرد

           نگاهش کردم

باز هم نگاه کرد

         دیوانه وار دوستش داشتم

پنداشتم که دوستم دارد

       اما...!!!!

                                    بعداً فهمیدم که او فقط نگاهم کرده است 

  

 

 


[+] نوشته شده توسط پژوین در 15:44 | |







...

 

يا هزار درد مرا تو باور کن

 

نگاه منتظرم را ، دوباره پرپر کن

چه ساده و چه صميمي ، مرا تو مي فهمي

بيا ز بوي حضورت ، مرا معطر کن

تمام سطح دلم ، روشن از عبور تو بود

بيا تمام مرا ، اي ماه من ، منور کن

بيا خزان دلم را ، به لطف بارش عشق

پر از شکوه شکوفائي صنوبر کن

بدون اذان تو ، بيعت نمي کنم با عشق


بيا براي دلم ، عشق را مصور کن

 

تا نیاز نان به چشم آدمی می جوشد از بیداد

ای بهار نا مبارک مقدمت نا شاد باد

من کدامین دست را بفشارمش با شوق

تا بگویم عیدتون اینک مبارک باد

 

 

در عمق قلبم آتشى است

قلبى سوزان.

در عمق قلبم آرزويى است براى آغاز.

من در احساساتم ميميرم.

دنياي من در خيال است.

من در روياهايم زندگي مي كنم بلى در روياهايم . . .

تو در قلب من هستى

تو در وجود منى

هر جا كه بروم

جلوه گرش خواهم بود و خواهم كرد.

تورا بى پايان دوست دارم

و تا هميشه نگه خواهم داشت حضور سبزت را اى عزيزترينم.

همواره در كنارت خواهم ماند . . .

مثل بهشت است ديدن چشمهاي جادويى تو.

بهشت چشمانت مرا به اوج آسمان مى برد.

من عاشق تو هستم

بهترينم

عزيزترينم

نازنينم

مراقب خودت باش . . .

وقتى كه لبخندت را ميبينم ديوانه وار خوشحال مى شوم.

من صداي قلبت را مى شنوم . . .

من گلها را حس مى كنم

من بارش را حس مى كنم اما . . .

تنها با وجود پاك تو بهترينم . . . !

 


[+] نوشته شده توسط پژوین در 15:42 | |







.....

من پسر تمام مادران زمينم
آينه ي روبروي من از ياد نمي رود
كجاي بايد از تماشا برخيزم
و سايه ي دورترين درخت جهان را
به تهي خانه هاي تا دوردست آسمان
بياورم ؟
كجا بايد از تماشا برخيزم ؟
چه قدر درخت ، در هميشه ي ايندشت ها تنهاست
چه قدر راه ، مرا تا مردمان پراكنده برد
تقصير جاده هاست
كه مردمان پراكنده دورند
تقصير چشمه هاست
كه مردمان پراكنده دور مي ميرند
مردمان آن سوي نمي دانم كي باران ريز
مردمان اين سوي نمي دانم كي آفتاب در
مردماني كه چه قدر سكوت كردند و آنها فقط سكوت كردند
حالا به زيارت تنهاترين درخت جهان مي روم
من به شيوه پدر
با گام هاي مقدس به راه افتادم
و حالا چه قدر نزديك زيارتم
و حالا چه قدربه سايه ي تنهاترين درخت شهيد مي رسم
كه سكوت
مادران زمين را تاب آورده است
من به سكوت تمام مادراني مي روم
كه جاده هاي بي آمدن
تا چشم هاي خيسشان رفته است
من پسر تمام مادران زمينم
كه در تكرار راه
دورترين جاده ها را بيدار مي كنم
و حالاي چشم انتظاري مادران نقاب و باد در پيراهن
كنار لمس جنوبي ترين
ليموي تر
براي تمام آن سالها سكوت
حرف جاده هاي نرفته را آورده ام
و حالا چه قدر دلم پر از گرفتن است
براي تمام سكوت مادران
كه پشت پرچين روسري هاي پرگره مردند
چه قدر دلم پر است
آينه ي روبروي من از ياد مي رود ؟
دارم چه قدر افشا مي شوم
سكوت مادران
زمين
تقصير نرفتن و تكرار آينه اي است
كه روبروي من
آينه پر از حرف جاده هاي نرفته
آينه پر از تماشاي جهان است
حالا كه به شيوه پدر
به راه آفتاب در آمدم
تقصير آينه هاست
كه مردمان پراكنده دور مي ميرند


[+] نوشته شده توسط پژوین در 10:48 | |







تمام  زیبای های طبیعت تقدیم به تو باد

من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .

من صبورم اما . . .

چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !

و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .

من صبورم اما . . .

بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .

من صبورم اما . . .

                            آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!

 

قایقی تنها روی اب

مثل این عکسه حکایت هرچی عاشقه. مثل این عکسه دل  هر کی گرفتاره. همونای که خیلی ها نمی دوونن چیه ! همونی که خیلی های دیگه   می دونن چیه و آرزوشو دارن داشته باشن .  بزار ساده تر بگم   من معتقدم  عشق یعنی یه ریسمون  یه طناب یه بند یه چیز ـــ شما بخونید یه حس ــ که  آدمیزادو وادار می کنه به یک سری  باورها پایبند باشه  اگر چه دوست داره مثل این عکس طعم آزادی!   بچشه ولی باز خودشو گرفتار میکنه تا یاد بگیره همیشه یه کسی هست که نمی خواد دوریشو  ببینه  . یه کسی هست که با دلش که مثل این طناب حسابی چاربندش کرده تا نکنه از دستش بده . نمی دونم تونستم منظورمو برسونم یا نه ولی می خوام بگم خوش به حال اون کسای که دلشون مثل این قایق به جای گرفتاره  .به کسی از جنس خودش . به یه آدمیزاد .همین

می خواهم برایت بهترین دوستی باشم

می خواهم برایت بهترین دوستی باشم که تا کنون داشته ای

می خواهم گوش جان به سخنانت بسپارم

حتی اگر در مشکلات خود غرق شده باشم

آنگونه که هیچ کس تا کنون چنین نکرده

می خواهم تا هر زمان که مرا طلبیدی در کنارت باشم

نه اکنون بلکه تا هر زمان که خودت می خواهی

میخواهم بهترینت باشم

میخواهم تو را به اوج برسانم تا آنجایی که توانش را دارم

می خواهم به گونه ای با تو رفتار کنم که گویی اولین روز میلاد توست

نه آن روز خاص که تمام روزهای سال

به حرفهایت گوش خواهم داد

نصیحتت می کنم

هم بازی ات می شوم

در کنارت میمانم در آن زمان که آهنگ نبرد کنی

و در کشاکش مبارزه با زندگی برایت دعا می کنم

می خواهم برایت بهترین دوستی باشم که تا کنون داشته ای

برای امروز... فردا و فرداهای دیگر

 


[+] نوشته شده توسط پژوین در 12:47 | |







 
تویی راز بودن به این سادگی من

من از پشت شبهای بی خاطره...من از پشت زندان غم آمدم
من از آرزوهای دور و دراز...من از خواب چشمان نم آمدم
تو تعبیر رویای نادیده ای...تو نوری که بر سایه تابیده ای
تو یک آسمان بخشش بی طلب...تو بر خاک تردید باریده ای
تو یک خانه در کوچه زندگی...تو یک کوچه در شهر آزادگی
تو یک شهر در سرزمین حضور...تویی راز بودن به این سادگی
مرا با نگاهت به رویا ببر...مرا تا تماشای فردا ببر
دلم قطره ای بی تپش در سراب...مرا تا تکاپوی فردا ببر


از شهر های خاطره می آيی
از باغ های عشق
                      زيبايی نگاه تو           
ديريست
             بر ياس ها
باران روشنايی مهتاب است
بانوی مهربان
                          بانوی سال های پريشان            
تشویش بیکرانه رنج کدام عشق
                      در التهاب قلب تو مانده ست؟
ای خوب!
                با ما سخن بگوی!
اين کيست
              شعر شکوفه های جوان را
                     با جان بی قرار تو خوانده است؟
                             جانی که در قلمرو پائيز است
هربار
                  پر بارتر ز پيش گل آورده ست.
بانوی خاطره!
             بانوی سال های شب درد!
آواز پر نوازش کدامين
               در عطر خوابگونه گيسويت
                                                  خانه کرد
که اينگونه در صداقت آينه
                          گلخنده بلند رهايی
                                 از صبح چشم های تو جاريست؟
با رنج، زيستن
             با ياس ها زمانه زيبا را
                         چون رود، عاشقانه سرودن
       اين، اين در سرشت توست
                            وينگونه بی بهار، شکفتن
                                                  در سرنوشت توست


 


هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک، محیطی به غایت زنده و پویا،

 مهربانی خاک، جلوه رنگ و ...

هرآنچه از زیبایی تصور نمایی...

اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است

 که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام.

من ناظری بیش نیستم؛

چرا که ...

جای تو خالیست.

من تنها بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم.

من تماشاچی بیش نیستم...

خسته و تا ابد چشم به راه...

 


 


با دلي بي تاب مي خوانم تو را
مثل شعري ناب مي خوانم تو را

در كنار جويباري از غرل

با سرود آب مي خوانم تو را

شب به قصد كوچه بيرون مي روي

در شب مهتاب مي خوانم تو را

خستگي را مي تكانم از تنت

با زبان خواب مي خوانم تو را

با لباني كه عطش بو سيده است

با صداي آب مي خوانم تو را

عكس خاموشم كه تا پايان عمر

با دلي بي تاب مي خوانم تو را

 

[+] نوشته شده توسط پژوین در 11:2 | |







بیا که دوست دارمت !!

بگذار که آسمان، آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد.

بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد...

شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان به کام ماست...

بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند.

شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است.

آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.

شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.

بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم.

بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند.

آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.

دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.

گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست.

بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند.

بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم.

چشمان پرسش خود را، تو بسته دار.

لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.

« بیا دوباره دوست دارمت »

شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست.

شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است.


 


تمام هستی ام را برگی کن!

                بر درختی بیاویز!

                         خودت باد شو!

                                    بر من بوز!

                                          به زمینم بیانداز!

خدا که شدی و از من گذر کردی ...

               خیالم راحت می شود

                                 جای پای تو، مرا

                  و همه هستی مرا

                                     تقدیس می کند!


زندگی آنقدر ارزش دارد که به خاطر آن از همه هستی خود مایه بگذاریم تا قصری باشکوه از مهربانی، محبت، عشق و دوستی بنا کنیم و زندگی آنقدر بی ارزش است که نباید به خاطر آن دلی را بیازاریم و برای رسیدن به قله های فانی دنیا دست به هر کاری بزنیم.

توجه کنید:

تا وقتی سرت را بالا می گیری توی آسمان شب نگاهت به جای دیدن ماه به طرف ستاره ها کشیده می شه. هزاران هزار ستاره. کدامین ستاره به تو چشمک می زند؟ ستاره کم نور یا ستاره ای پر فروغ؟ دنبال ستاره ای باش که چشمکش تنها برای توست و تنها برای تو نور می تاباند. از از چشمک های ممتد و پیاپی ستاره های بزرگ و نورانی بپرهیز. آن ستاره به همه می نگرد و همه به آن می نگرند.


قدم زنان در خیابانی بلند که انتهایش بی نشان بود که درختان بلند، بلند تر از افکار من در بلندای خیابان سر به راه بی راهی گذاشته ام خیابان را یک رنگ خاکستری نمود، دست در جیب، سر به هوا و تنها به یک چیز فکر می کردم اشک، جاری در فکر نگاهش بودم از پشت پرده اشکهایم جاری قاصدکی آمد در خیالم گفتم ای کاش یک قاصدک باشد که از سوی تو آید و نوید آن را دهد که دگر من نماند و ما شود ...

کاش قاصدک می اومد و خبری از عشق از من از ما از ارزش دوست داشتن و احساسات می آورد.

کاش می گفت ارزش یک ذره محبت را

... و من می گفتم کی و کجا و او نوید زمان و مکانی را می داد که من ما شود و در آن لحظه قلبم را به ضرب سکه ی عشق می سپردم و بر دیواره ی قلبم اسمی حک می کردم و این چنین باشد آغاز اولین عشق ...

بگذار اشکهایت جاری شوند ، بگذار گل لبخند بر لبانت بشکفد بگذار من نیز زندگی نمایم بگذار با تو زندگی کنم .

عزیزم یک نفر ... یک جایی ... تمام رویاهایش به لبخند توست پس هر گاه احساس تنهایی کرد رو به شهر خیال و رویا می کنه این رو بخاطر می آره که ای کاش مال من باشه اون نگای پر از رمز و راز.

 اون یه نفر در حال فکر کردن به توست ...


آری آغاز دوست داشت زیباست *** هر چند پایان راه ناپیداست
              من دگر به پایان نیندیشم *** که همین دوست داشتن زیباست

 


دلم بدجوری هواتو کرده

دلم بدجوری هواتو کرده
تو غربت ترانه دنبال تو می گرده
تنگ غروب خسته و تنها
صدات می کنم ای هم آشنا
ناز نگاتو به دنیا ارزون نمیدم
ستاره‌ی عشقمو به آسمون نمیدم
بیا  تو خاطره‌های خط خطی
سراغی بگیر از من پاپتی
چه کنم چی بگم از کدوم بهونه
دوست دارم رو فقط یه بار بگو عاشقونه
اون لحظه حس میکنم تو بهشتم
اینو بدون سرنوشتم و به نام تو نوشتم
بی تو من کبوتری پر شکسته
تو نیستی کنج قفس تنها نشسته
تو آسمون آبی عشق تو یه ترانه
واسه داشتنت منم اون حس عاشقانه
اگه من جنگل خشک تو ببار
با حضورت سرم یه دنیا بذار
رسوای عشقم بین پیر و جوون
بازم رسواترم کن بدتر از رسم زمون


[+] نوشته شده توسط پژوین در 10:56 | |







 

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم


[+] نوشته شده توسط پژوین در 10:48 | |







 

 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره

بی بهونه می باره

به کسی توجه نمیکنه

از کسی خجالت نمیکشه

می باره و می باره و می باره

اینقدر می باره تا آبی بشه

کاش

کاش می شد مثل آسمون بود

کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا

بالاخره آفتابی بشی

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

انگار نه انگار که غمی بوده

همه چیز فراموشت بشه....! کاش می شد .

 

الهی! همه به تن غریبند و من به جان و دل غریبم، همه در سفر غریبند و من در حضر غریبم. . الهی! اگر بردار کنی، رواست، مهجور مکن، و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن. الهی! عاجز و سرگردانم نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم. الهی! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را.


[+] نوشته شده توسط پژوین در 12:1 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com